محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6635
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از حادثاتى كه به سال دويست و هفتاد و ششم بود از جمله اين بود كه نگهبانى مدينة السلام به عمرو بن ليث پيوسته شد و در همين سال بر علمها و نيم نيزه ها و سپرها كه در جايگاه پل بود نام وى را نوشتند و اين به ماه محرم بود . چهارده روز رفته از ربيع الاول اين سال ابو احمد از مدينة السلام سوى جبل رفت . چنان كه گفتهاند سبب رفتن وى به سوى جبل آن بود كه ماذرائى دبير اذكوتكين به دو خبر داد كه اذكوتكين را مالى گزاف آنجا هست و اگر برود آن مال از آن وى شود كه سوى جبل رفت ، اما از مالى كه به دو خبر داده بود چيزى نيافت و چون آن را نيافت سوى كرخ رفت . سپس سوى اصفهان رفت كه آهنگ احمد بن عبد العزيز دلفى داشت ، احمد بن عبد العزيز با سپاه و عيال خويش از شهر دور شد و خانهء خويش را با فرش آن رها كرد كه ابو احمد در آن فرود آمد . از آن پيش كه ابو احمد از سراپردهء خويش از در خراسان حركت كند ، محمد بن ابى الساج به فرار از ابن طولون به نزد وى آمد ، پيش از آن ميان وى و ابن طولون نبردها بوده بود كه عاقبت ابن ابى الساج از مقاومت وى ناتوان مانده بود كه همراهان وى اندك بودند و مردانى كه با ابن طولون بودند بسيار بودند . ابن ابى الساج به ابو احمد رسيد و به دو پيوست كه به دو خلعت داد و وى را با خويش سوى جبل برد . در اين سال خبر آمد كه بر تپه اى بر كنار نهر صله به نام تپهء بنى شقيق هفت قبر شكافته شده كه در آن هفت پيكر درست بوده با كفنهاى نو كه از مژه هاشان بوى مشك برمىخاست . يكيشان جوانى بود كه موى بلند داشت و پيشانى و دو گوش و دو گونه بينى و دو لب و چانه و پلكهاى دو چشمش سالم بود . بر دو لبش رطوبتى بود گويى آب